+
نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 11:28  توسط محمد
|
اين حال من بي توست
بغض غزلي بي لب
افتاده ترين خورشيد
زير سم اسب شب
اين حال من بي توست
دلداده تر از فرهاد
شوريده تر از مجنون
حسرت به دلي در باد
پيدا شو که مي ترسم
از بستر بي قصه
پيدا شو نفس برده
مي ترسه ازت غصه
بي وقفه ترين عاشق
موندم که تو پيداشي
بي تو همه چي تلخه
بايد که تو هم باشي
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 9:56  توسط محمد
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 13:8  توسط محمد
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 21:53  توسط محمد
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 19:37  توسط محمد
|
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند که موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزل ها بمیرد
گروهی بر آنند کاین مرغ زیبا
کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد
شب مرگ از بیم آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی از آغوش دریا بر آید
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی آغوش وا کن
که می خواهد این قوی تنها بمیرد
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 19:29  توسط محمد
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 19:27  توسط محمد
|
راز عشق در اين است که
محبت تان را بسط دهيد تا تبديل به عشق واقعي ميان دو انسان شود
سپس آن عشق را که دست پرورده پروردگار است
بسط دهيد تا بشريت و کل مخلوقات را در بر گيرد
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 19:22  توسط محمد
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 20:20  توسط محمد
|
گفتم: عقلم، گفت که: حیران منست 
گفتم: جانم، گفت که: قربان منست
گفتم که: دلم، گفت که: آن دیوانه در سلسله ی زلف پریشان منست 

+
نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 11:20  توسط محمد
|
اشک چشمم اثری در دل جانانه نکرد
آخر این سیلی رهی باز در آن خانه نکرد
آنچنان کرد به جان آتش سودای غمت
کاتش شمع ببال و پر پروانه نکرد
مست و آسیمه سر از خانه برون آمد و هیچ
رحم بر حال دل عاشق دیوانه نکرد
جز غم ِ خانه بر انداز تو ای گنج مراد
غم عشق دگری در دل ما خانه نکرد
گردش چشم سیه مست تو را هر کس دید
نظری بر می و بر گردش پیمانه نکرد
دوش واعظ سخن از روضه ی رضوان می گفت
خرّم آنکس که چو من گوش به افسانه نکرد
«الفت» از ناله ی ما سنگ به فریاد آمد
بخت بد بین اثری در دل جانانه نکرد
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 10:43  توسط محمد
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 18:29  توسط محمد
|
راز عشق در اين است که
در وجود يکديگر عاشق خدا باشيد
تا همواره علي رغم همه اشتباهات
تشنه رسيدن به کمال باشيد
چرا که بشر همواره علي رغم موانع فراوان
سعي ميکند به سمت آرمان هاي جاودانه حرکت کند
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 14:44  توسط محمد
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 13:30  توسط محمد
|
ازدواج مثل اجرای يك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. ( بورنز )
ازدواجی كه به خاطر پول صورت گيرد، برای پول هم از بين می رود. ( رولاند )
ازدواج هميشه به عشق پايان داده است . ( ناپلئون )
اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازی)
انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست ، ولی می توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم . ( خانم پرل باك )
با زنی ازدواج كنيد كه اگر " مرد " بود ، بهترين دوست شما می شد . ( بردون)
با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانيد . ( سونی اسمارت)
برای يك زندگی سعادتمندانه ، مرد بايد " كر " باشد و زن " لال " . ( سروانتس )
ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( كريستين )
تا يك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های يكديگر را نمی بينند. ( اسمايلز )
+
نوشته شده در یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 18:35  توسط محمد
|