|
برای همه ما جای سئوال که:
چرا بايد هشت ليوان آب در طول روز نوشيد؟!
به طور مطلوب دريافت آب بدن، بايد براي تامين نيازهاي متابوليک، تعادل دفع محسوس و نامحسوس آب و نيز حفظ غلظت قابل تحمل مواد محلول در ادرار کافي باشد. آيا اين کار آسان به نظر ميرسد؟
نياز متابوليکي تحت تاثير اندازه و ترکيب بدن، فعاليت بدني و تب است. دفع محسوس آب (غير از دفع کليوي) مانند آب دفع شده در عرق و نيز دفع غيرمحسوس از طريق ريهها، مطابق با ميزان فعاليت، ارتفاع از سطح دريا، ميزان رطوبت و درجه حرارت محيط تغيير مي کند. ميزان مواد موجود در مايعات کليه، به ترکيب رژيم غذايي فرد بستگي دارد. با توجه به نکات ياد شده و ديگر متغيرهايي که بر ميزان مورد نياز آب تاثير ميگذارند، واضح است که برآورد نياز هر فرد به آب کاري ساده بوده و نياز افراد مختلف به آب متفاوت ميباشد. با اين حال اغلب مردم با اين توصيه که " بزرگسالان بايد 8 ليوان در روز آب بنوشند"، آشنا هستند. اين توصيه از کجا به دست آمده و آيا در مورد همه صدق مي کند يا خير؟
به نظر مي رسد توصيهي مصرف 8 ليوان آب در روز از اين جا حاصل شده که براي بيان اهميت مصرف کافي آب، راهنماي خاصي مورد نياز بوده و در عين حال اين توصيه براي عموم مردم قابل درک و فهم است.
عملاً يک سي سي آب به ازاي هر کيلو کالري انرژي دريافتي براي بزرگسالان در شرايط متعارف توصيه ميشود. مدلهاي باليني اغلب براساس يک مرد 70 کيلوگرمي پايه ريزي شدهاند. انرژي مورد نياز براي يک مرد 19 تا 50 ساله حدود 38 تا 41 کيلوکالري به ازاي کيلوگرم وزن براي فعاليت سبک و متوسط در روز است. اين يعني 2260 تا 2870 سي سي يا حدود 11 تا 12 ليوان آب در روز. غذاهاي جامد تقريباً 3 ليوان آب و اکسيد اسيون مواد غذايي حدود يک ليوان آب را در روز براي بدن تامين ميکنند. پس حدود 7 تا 8 ليوان آب در طول روز بايد مصرف شود.
نوشيدن 8 ليوان قهوه برابر نوشيدن 8 ليوان آب نيست، زيرا قهوه داراي کافئين است و کافئين باعث افزايش دفع ادرار ميشوند.
آيا به علت اينکه راهنما براساس يک مرد 70 کيلوگرمي پايهريزي شده کاربرد آن محدود است؟
وجود اختلاف زياد مثلاً تفاوت در وزن، ترکيب بدن، ميزان فعاليت يا شرايط محيطي باعث ميشوند که اين توصيه کمتر قابل استفاده باشد. براي افرادي که خيلي کم وزن تر يا سنگين تر از اين ميزان متوسط هستند مقدار آب مورد نياز روزانه به شکل زير قابل محاسبه ميباشد:
100 ميلي ليتر به ازاي هر کيلوگرم وزن براي 10 کيلوگرم اول
50 ميلي ليتر به ازاي هر کيلوگرم وزن براي 10کيلوگرم دوم
15 تا 20 ميلي ليتر به ازاي هر کيلوگرم وزن براي مابقي وزن
براي مثال آب مورد نياز يک فرد 40 ساله با 170 کيلوگرم وزن به شکل زير محاسبه ميگردد:
(1000 سيسي = 10 کيلوگرم اول) + (500 سيسي = 10 کيلوگرم دوم) + (3000 سيسي = 150 کيلوگرم باقي مانده) = 4500 سيسي
فردي با اين سايز احتمالاً آب بيشتري از طريق مواد جامد دريافت مينمايد؛ چرا که ميزان بيشتري غذا ميخورد. با اين حال ميزان آب مورد نياز روزانهي او حدود 14 ليوان ميباشد.
با استفاده از اين روش آب مورد نياز روزانهي يک فرد 70 کيلوگرمي، 2500 سيسي است. به طور تقريبي به ازاي هر 12 کيلوگرم وزن بيشتر از 70 کيلوگرم (براي افراد زير 50 سال) يک ليوان آب اضافي مورد نياز ميباشد.
افراد سالم به ندرت با مصرف بيش از حد آب در معرض مسموميت با آب قرار ميگيرند. برعکس، افراد بيشتر در معرض از دست رفتن آب بدن هستند. از دست رفتن فقط 2 درصد از آب بدن موجب اختلالات فيزيولوژيک مي گردد. کاهش مزمن آب بدن موجب کاهش فعاليت غدد بزاقي، افزايش خطر ايجاد سنگهاي کليوي در افراد مستعد، سرطان سينه و چاقي در دوران کودکي ميشود.
پس براي حفظ سلامتي خود در طول روز آب بنوشيد
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 16:21  توسط محمد
|
اگه عکس می خواین یه سری به این آدرس بزنید
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 15:53  توسط محمد
|
چگونه ماهي خود را به آب مي سپرد ؟!
به دست موج خيالت سپرده ام جان را
فضاي ياد تو، در ذهن من، چو دريائي است
بر آن شكفته هزاران هزار نيلوفر
درين بهشت برين، چون نسيم مي گذرم
چه ارمغان برم آن خنده گل افشان را ؟
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 15:41  توسط محمد
|
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 12:23  توسط محمد
|
مادر! دنيای کودکی ام سرشار از طنين دل انگيز توست ، تمام خاطرات کودکی ام را خط به خط با نام تو نوشته ام و هميشه تو را می ستايم. مادرم! در ستايش دنيای پرمهرت ، ترانه ای از اخلاص خواهم سرود و گلدسته ای از مهر بر گردنت خواهم آويخت. شکوه عشق را در زمزمه های مادرانه ات می يابم و انگيزه خلقت را از قلب پر مهرت می خوانم. مادرم، بوسه بر دستان خسته تو جانم را زنده می کند و ديدار تو عشق را در دلم به ارمغان می آورد. ايمانم از دعای توست و خدايم را از زبان تو شناخته ام ، عبادت را تو به من آموخته ای ، مادر! ای الهه مهر. تو گلی خوشبو از بهشت خدايی که گلخانه دلم از عطر تو سرشار است ، از تبار فاطمه ای و گويی وجود تو را با مهر فاطمه سرشته اند پس هميشه دعايم کن چراکه دعايت سرمايه فردای من است. مادرم !... به پاس آنچه به من داده ای ، به ستايش محبتهای بی اندازه ات ، و به وسعت همه خوبيهايت
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 20:32  توسط محمد
|
ای چراغ زندگانی،مادرم
ای امید جاودانی،مادرم
ای که شد روشن زتو شبهای من
زان فروغ آسمانی،مادرم
تکیه گاهم بود دردامان تو
دامن تو خود جهانی،مادرم
سینه ی تو معدن هر راز من
دردلت مهر نهانی،مادرم
روی خوبت قبله ومحراب دل
در نماز زندگانی،مادرم
خواهم از حق تا که جاویدان شوی
دربهشت جاودانی،مادرم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 20:27  توسط محمد
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 20:24  توسط محمد
|
آمد ...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 12:10  توسط محمد
|
شکوفايي غنچه نبوي
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 12:6  توسط محمد
|
باغبان هستي:
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 11:52  توسط محمد
|
اين كارها رو نكنيد: كسی مهمونی نگيره. خوشتيپ نكنه. با معشوقش حرف نزنه. جشن نگيريد. تور دسته جمعی ( دختر و پسر ) نريد. تو عروسی مردها با مردها برقصند و زنها با زنها، يعنی زن و شوهر حق ندارند با هم برقصند. تو عروسی به مدت دو ساعت يك زوج به هم می رسند و دويست زوج از هم جدا می شند. اين كارها رو بكنيد: دورهم جمع بشيد و مراسم عذاداری راه بندازيد. تا می تونيد گريه كنيد. اگه يكی خوشتيپ بود بهش گير بديد. ريشتون رو نزنيد. اگه خانم هستيد اصلا آرايش نكنيد. موی زيربغلتون رو هم نزنيد كه با صورتتون ست بشه. پيرهن كهنه و مشكی بپوشيد. مثل پيرمردهای هفتاد ساله تيپ بزنيد. اگه يه عده جوون مهمونی گرفتند سريع زيرآبشون رو بزنيد. تو دانشگاه اگه ديديد دوتا دانشجو از هم خوششون اومده و می خواند ازدواج كنند بريد سريع زيرآبشون رو بزنيد تا هردوشون اخراج بشند و گند زده بشه به آيندشون. هم وطنهاتون رو به جرم شادی كتك بزنيد.
آهای مسلمون نما ها فكر می كنيد اينجوری تو بهشت راتون می دند این ماله خودم نیست اما حرف دله من هم هست با تشکر ار نویسندش اگه می خواین بقیه نوشته هاش رو ببینید رو این کلیک کنید
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 20:32  توسط محمد
|
خيلی دلم برای گريه تنگ شده
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 20:24  توسط محمد
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 15:55  توسط محمد
|
منو و تو و خيابون
سه تايي زير بارون انگار همين ترانه رو مي خونديم شونه به شونه ي هم
زير بارون نم نم تا خود شب تو كوچه ها مي مونديم اسم تو بود رو لب من
قلبا با هم يكي بودن تنها موندم حالا تو بارون
از تو خوندم توي خيابون تو بارون
تو شب بي ستاره تنها شدم دوباره چشماي من چشمات و كم مياره منو ترانه ي تو
دل و بهانه ي تو بي تو دلم يه دل خوشي نداره اسم تو بود رو لب من
قلبا با هم يكي بودن تنها موندم حالا تو بارون
از تو خوندم توي خيابون تو بارون
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 16:40  توسط محمد
|
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 13:33  توسط محمد
|
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 19:36  توسط محمد
|
محبت يعني:
محبت يعني:
+ نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت 20:50  توسط محمد
|
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 20:30  توسط محمد
|
ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!
عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!
چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!
اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید!
گینه بی صاحاب!!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!
کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند! پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!
اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!
انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!
ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت آ« خسته نباشیدآ» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! او چت می کند! خیابان متر می کند ودر یک کلام عشق و حال می کند! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است!
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 20:20  توسط محمد
|
+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 19:57  توسط محمد
|
|
|