تبليغاتX
دلهای پر از امید
برای همه ما جای سئوال که:
چرا بايد هشت ليوان آب در طول روز نوشيد؟!
 
به طور مطلوب دريافت آب بدن، بايد براي تامين نيازهاي متابوليک، تعادل دفع محسوس و نامحسوس آب و نيز حفظ غلظت قابل تحمل مواد محلول در ادرار کافي باشد. آيا اين کار آسان به نظر مي‌رسد؟
نياز متابوليکي تحت تاثير اندازه و ترکيب بدن، فعاليت بدني و تب است. دفع محسوس آب (غير از دفع کليوي) مانند آب دفع شده در عرق‌ و نيز دفع غيرمحسوس از طريق ريه‌ها، مطابق با ميزان فعاليت، ارتفاع از سطح دريا، ميزان رطوبت و درجه حرارت محيط تغيير مي کند. ميزان مواد موجود در مايعات کليه، به ترکيب رژيم غذايي فرد بستگي دارد. با توجه به نکات ياد شده و ديگر متغيرهايي که بر ميزان مورد نياز آب تاثير مي‌گذارند، واضح است که برآورد نياز هر فرد به آب کاري ساده بوده و نياز افراد مختلف به آب متفاوت مي‌باشد. با اين حال اغلب مردم با اين توصيه که " بزرگسالان بايد 8 ليوان در روز آب بنوشند"، آشنا هستند. اين توصيه از کجا به دست آمده و آيا در مورد همه صدق مي کند يا خير؟
 
يک ميلي ليتر آب به ازاي هر يک کيلو کالري انرژي دريافتي براي بزرگسالان در شرايط متعارف توصيه مي‌شود.
 
به نظر مي رسد توصيه‌ي مصرف 8 ليوان آب در روز از اين جا حاصل شده که براي بيان اهميت مصرف کافي آب، راهنماي خاصي مورد نياز بوده و در عين حال اين توصيه براي عموم مردم قابل درک و فهم است.
عملاً يک سي سي آب به ازاي هر کيلو کالري انرژي دريافتي براي بزرگسالان در شرايط متعارف توصيه مي‌شود. مدل‌هاي باليني اغلب براساس يک مرد 70 کيلوگرمي پايه ريزي شده‌اند. انرژي مورد نياز براي يک مرد 19 تا 50 ساله حدود 38 تا 41 کيلوکالري به ازاي کيلوگرم وزن براي فعاليت سبک و متوسط در روز است. اين يعني 2260 تا 2870 سي سي يا حدود 11 تا 12 ليوان آب در روز. غذاهاي جامد تقريباً 3 ليوان آب و اکسيد اسيون مواد غذايي حدود يک ليوان آب را در روز براي بدن تامين مي‌کنند. پس حدود 7 تا 8 ليوان آب در طول روز بايد مصرف شود.
نوشيدن 8 ليوان قهوه برابر نوشيدن 8 ليوان آب نيست، زيرا قهوه داراي کافئين است و کافئين باعث افزايش دفع ادرار مي‌شوند.
 
کاهش مزمن آب بدن موجب کاهش فعاليت غدد بزاقي، افزايش خطر ايجاد سنگ‌هاي کليوي در افراد مستعد، سرطان سينه و چاقي در دوران کودکي مي‌شود.
 
آيا به علت اينکه راهنما براساس يک مرد 70 کيلوگرمي پايه‌ريزي شده کاربرد آن محدود است؟
وجود اختلاف زياد مثلاً تفاوت در وزن، ترکيب بدن، ميزان فعاليت يا شرايط محيطي باعث مي‌شوند که اين توصيه کمتر قابل استفاده باشد. براي افرادي که خيلي کم وزن تر يا سنگين تر از اين ميزان متوسط هستند مقدار آب مورد نياز روزانه به شکل زير قابل محاسبه مي‌باشد:
100 ميلي ليتر به ازاي هر کيلوگرم وزن براي 10 کيلوگرم اول
50 ميلي ليتر به ازاي هر کيلوگرم وزن براي 10کيلوگرم دوم
15 تا 20 ميلي ليتر به ازاي هر کيلوگرم وزن براي مابقي وزن
براي مثال آب مورد نياز يک فرد 40 ساله با 170 کيلوگرم وزن به شکل زير محاسبه مي‌گردد:
(1000 سي‌سي = 10 کيلوگرم اول) + (500 سي‌‌سي = 10 کيلوگرم دوم) + (3000 سي‌سي = 150 کيلوگرم باقي مانده) = 4500 سي‌سي
فردي با اين سايز احتمالاً آب بيشتري از طريق مواد جامد دريافت مي‌نمايد؛ چرا که ميزان بيشتري غذا مي‌خورد. با اين حال ميزان آب مورد نياز روزانه‌ي او حدود 14 ليوان مي‌باشد.
با استفاده از اين روش آب مورد نياز روزانه‌ي يک فرد 70 کيلوگرمي، 2500 سي‌سي است. به طور تقريبي به ازاي هر 12 کيلوگرم وزن بيشتر از 70 کيلوگرم (براي افراد زير 50 سال) يک ليوان آب اضافي مورد نياز مي‌باشد.
افراد سالم به ندرت با مصرف بيش از حد آب در معرض مسموميت با آب قرار مي‌گيرند. برعکس، افراد بيشتر در معرض از دست رفتن آب بدن هستند. از دست رفتن فقط 2 درصد از آب بدن موجب اختلالات فيزيولوژيک مي گردد. کاهش مزمن آب بدن موجب کاهش فعاليت غدد بزاقي، افزايش خطر ايجاد سنگ‌هاي کليوي در افراد مستعد، سرطان سينه و چاقي در دوران کودکي مي‌شود.
پس براي حفظ سلامتي خود در طول روز آب بنوشيد
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 16:21  توسط محمد  | 

 

اگه عکس می خواین یه سری به این آدرس بزنید

www.delhayeporazomid.gfoto.com

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 15:53  توسط محمد  | 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 15:49  توسط محمد  | 

چگونه ماهي خود را به آب مي سپرد ؟!
به دست موج خيالت سپرده ام جان را
فضاي ياد تو، در ذهن من، چو دريائي است
بر آن شكفته هزاران هزار نيلوفر
درين بهشت برين، چون نسيم مي گذرم
چه ارمغان برم آن خنده گل افشان را ؟
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 15:41  توسط محمد  | 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 12:40  توسط محمد  | 

امروز بعد از چند ماه خوشبختی رو با تمام وجودم حس کردم

 

 


 ازت ممنونم عزیزم

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 12:23  توسط محمد  | 


مادر!
دنيای کودکی ام سرشار از طنين دل انگيز توست ، تمام خاطرات کودکی ام را خط به خط با نام تو نوشته ام و هميشه تو را می ستايم.
مادرم! در ستايش دنيای پرمهرت ، ترانه ای از اخلاص خواهم سرود و گلدسته ای از مهر بر گردنت خواهم آويخت.
شکوه عشق را در زمزمه های مادرانه ات می يابم و انگيزه خلقت را از قلب پر مهرت می خوانم.
مادرم،
بوسه بر دستان خسته تو جانم را زنده می کند و ديدار تو عشق را در دلم به ارمغان می آورد.
ايمانم از دعای توست و خدايم را از زبان تو شناخته ام ، عبادت را تو به من آموخته ای ، مادر! ای الهه مهر.
تو گلی خوشبو از بهشت خدايی که گلخانه دلم از عطر تو سرشار است ، از تبار فاطمه ای و گويی وجود تو را با مهر فاطمه سرشته اند پس هميشه دعايم کن چراکه دعايت سرمايه فردای من است.
مادرم !... به پاس آنچه به من داده ای ، به ستايش محبتهای بی اندازه ات ، و به وسعت همه خوبيهايت

دوستت دارم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 20:32  توسط محمد  | 

 
ای چراغ زندگانی،مادرم
ای امید جاودانی،مادرم
 
ای که شد روشن زتو شبهای من
زان فروغ آسمانی،مادرم
 
تکیه گاهم بود دردامان تو
دامن تو خود جهانی،مادرم
 
سینه ی تو معدن هر راز من
دردلت مهر نهانی،مادرم
 
روی خوبت قبله ومحراب دل
در نماز زندگانی،مادرم
 
خواهم از حق تا که جاویدان شوی
دربهشت جاودانی،مادرم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 20:27  توسط محمد  | 

بنام خدا
با عرض تبریک به همه مادران مخصوصا مادر خودم
امیدوارم که تک تک ما بتوانیم زحمات مادران خود را جبران کنیم.
 
از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.
فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : چرا اين همه وقت صرف اين يکی می فرماييد ؟

خداوند پاسخ داد : دستور کار او را ديده ای ؟

او بايد کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستيکی نباشد
.  

بايد دويست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جايگزينی باشند
.
بايد بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذاي شب مانده کار کند
.
بايد دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جايش بلند شد ناپديد شود
.

بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشيده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند
.
و شش جفت دست داشته باشد
.  
فرشته از شنيدن اين همه مبهوت شد.

گفت : شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟

خداوند پاسخ داد : فقط دست ها نيستند. مادرها بايد سه جفت چشم هم داشته باشند.
اين ترتيب، اين می شود يک الگوي متعارف برای آنها
.

خداوند سری تکان داد و فرمود : بله
.
يک جفت برای وقتی که از بچه هايش می پرسد که چه کار می کنيد،

از پشت در بسته هم بتواند ببيندشان.
يک جفت بايد پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!

و جفت سوم همين جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،

بتواند بدون کلام به او بگويد او را می فهمد و دوستش دارد.
  
فرشته سعی کرد جلوي خدا را بگيرد
.
اين همه کار براي يک روز خيلی زياد است. باشد فردا تمامش بفرماييد
.
خداوند فرمود : نمی شود
!!
چيزی نمانده تا کار خلق اين مخلوقی را که اين همه به من نزديک است، تمام کنم
.
از اين پس می تواند هنگام بيماری، خودش را درمان کند، يک خانواده را با يک قرص نان سير کند و يک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگيرد
.

فرشته نزديک شد و به زن دست زد
.
  اما ای خداوند، او را خيلی نرم آفريدی
.
بله نرم است، اما او را سخت هم آفريده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد
.
فرشته پرسيد : فکر هم می تواند بکند ؟

خداوند پاسخ داد : نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد .
آن گاه فرشته متوجه چيزي شد و به گونه زن دست زد
.
ای وای، مثل اينکه اين نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در اين يکی زيادی مواد مصرف کرده ايد
.
خداوند مخالفت کرد : آن که نشتی نيست، اشک است
.  
فرشته پرسيد : اشک ديگر چيست ؟

خداوند گفت : اشک وسيله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا اميدی، تنهايی، سوگ و غرورش.
فرشته متاثر شد
.
شما نابغه ايد ای خداوند، شما فکر همه چيز را کرده ايد، چون زن ها واقعا" حيرت انگيزند
.
زن ها قدرتي دارند که مردان را متحير می کنند
.

همواره بچه ها را به دندان می کشند
.
سختی ها را بهتر تحمل می کنند.

بار زندگی را به دوش می کشند، 

ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.
وقتی مي خواهند جيغ بزنند، با لبخند مي زنند
.
وقتی می خواهند گريه کنند، آواز می خوانند
.
وقتی خوشحالند گريه می کنند
.
و وقتی عصبانی اند می خندند
.
برای آنچه باور دارند می جنگند
.

در مقابل بی عدالتی می ايستند
.
وقتی مطمئن اند راه حل ديگری وجود دارد، نه نمی پذيرند
.
بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هايشان کفش نو داشته باشند
.
براي همراهی يک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند
.
بدون قيد و شرط دوست می دارند
.
  
وقتی بچه هايشان به موفقيتی دست پيدا می کنند گريه می کنند و و قتی دوستانشان پاداش می گيرند، می خندند
.
در مرگ يک دوست، دل شان می شکند
.
در از دست دادن يکی از اعضای خانواده اندوهگين می شوند،

با اينحال وقتی می بينند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.
آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستيد
.
  
قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد

زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن و بوسيدن می تواند هر دل شکسته اي را التيام بخشد
کار زن ها بيش از بچه به دنيا آوردن است، آنها شادی و اميد به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو مي بخشند

زن ها چيزهای زيادی برای گفتن و برای بخشيدن دارند

خداوند گفت : اين مخلوق عظيم فقط يك عيب دارد
فرشته پرسيد : چه عيبی ؟

خداوند گفت : قدر خودش را نمی داند
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 20:24  توسط محمد  | 

آمد ...
و واژگان نور میان کلام جهانیان جان گرفت
و آسمان عشق در میان دوستان ایمان، باران
آمد ... و هرم حضور آفتابی اش
سلام و صلوات را مهمان چشمان عاشقان  کرد و
حضور و رایحه سبز ایمان را تکرار.

سالروز ولادت ام ابیها مادر امامت، همسر ولایت و دخت نبوت را بر تمامی دوستداران حضرتش مبارک باد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 12:10  توسط محمد  | 

شکوفايي غنچه نبوي
در آسمان مکه و در منزل نزول وحي، شوري برپا بود. فرشتگان و حوريان بهشتي هلهله کنان و تبريک گويان به زمين مي آمدند و گرداگرد خديجه حلقه مي زدند و آيه « فتبارک الله احسن الخالقين» را زمزمه مي کردند. آن شب درهاي عرش گشوده شده بود و ليله القدر خدا و تنزل الملائکه تفسير شده و از دامان پاک خديجه، ناز دانه نبوي و گل سپيد احمدي درخشيد.
 
جشن حضور:
او که آمد، متولد شد و دل هاي آسمانيان و زمينيان، سر سبزتر از هميشه گشت. دردانه بوستان عصمت و طهارت در بيست جمادي الثاني، زمين و آسمان مکه را نورافشاني کرد. شاه بيت غزل آفرينش، غايت خلقت و ميوه باغ رسالت خانه محمد (ص) را با قدوم خود مزين نمود. پدر بر دستان کوچکش بوسه زد؛ چرا که او بضعه النبي، همراه و هم راز پدر و ام ابيها بود.
 
تهنيت باد:
سال روز ميلاد اسوه زهد و تقوا، نازدانه آل کسا، اقيانوس علم و حلم، چشمه سار نجابت، صابره عصمت، عصاره بعثت، هم کفو ولايت، پيوند دهنده حلقه نبوت و ولايت، بارور کننده درخت امامت، کوثر الهي، قصيده پاکي ها، مثنوي عرفان، غزل خوبي ها، مدافع ولايت، ام ابيها، صديقه کبري، فاطمه زهرا (س) بر همه شيفتگان و ره پويان طريقش تبريک و تهنيت باد.
 
القاب مبارک:
گوهر دردانه نبوي و قره العين رسول را با القاب بسياري مي شناسند که هر کدام از آنها، به دليل ويژگي هاي خاص آن بزرگوار به ايشان نسبت داده شده است. در روايات اسلامي و کتاب هاي تاريخي، بيش از 104 لقب براي آن حضرت آورده اند؛ از جمله اين القاب مي توان از زهرا، کوثر، مرضيه، مبارکه، محدثه، انسيه حورا، منصوره و عالمه نام برد.
 
نور آسماني:
يکي از القاب مبارک و مشهور حضرت فاطمه (س) زهرا، به معناي نور و درخشندگي است. از امام صادق (ع) پرسيدند که چرا فاطمه را زهرا ناميده اند؟ آن حضرت فرمود: زيرا هر گاه فاطمه در محراب عبادت مي ايستاد و به عبات مشغول مي شد، نور او بر اهل آسمان مي درخشيد، همان طور که ستارگان بر اهل زمين درخشيدند.
 
هديه الهي:
از ميان القاب بانوي دو سرا، کوثر لقبي است که از سوي خداوند به او و پدرش داده شد و به معناي فراواني و زيادي هر چيزي است. شيخ طبرسي در تفسير خود مي نويسد: گفته اند مراد از کوثر، نسل و ذريه حضرت رسول (ص) است که از فاطمه زهرا (س) دختر آن حضرت به وجود آمده و تا روز قيامت تعدادشان بيرون از شمار است. خداوند اين لقب را در جواب مشرکاني که پيامبر را به واسطه نداشتن پسر، ابتر و بدون دودمان مي ناميدند، به پيامبر خود عطا فرموده است.
 
سلام بر تو ....
سلام بر تو اي دختر بهترين مخلوقات، سلام بر تو اي بانوي زنان جهانيان از اولين و آخرين، سلام بر تو اي همسر ولي خدا، سلام بر تو اي خشنود از خدا و پسنديده او، سلام بر تو اي حوريه از جنس آدمي، سلام بر تو اي فاضله پاکيزه، سلام بر تو اي پرهيزکار نيکو رفتار و سلام بر تو اي هم سخن فرشتگان و اي دانا.
 
اولين بهشتي:
منزل گاه صالحان و شايستگان بهشت جاويدان است؛ آنان که راه سعادت را شناختند و خود راه هدايتي براي سعادت ديگران شدند. اولياي الهي و خاندان عصمت و طهارت، از جمله اينانند و فاطمه فرزند محمد (ص)، اولين اين بزرگواران است که وارد بهشت مي شود. پدر بزرگوارش رسول خدا (ص) فرموده است: «اولين کسي که وارد بهشت مي شود، فاطمه (س) است».
 
روح فداکاري:
اي سمبل ايثار و فداکاري، آن گاه که به محراب مي ايستي و با معشوق خود خلوت کرده و راز و نياز مي نمايي و اشک سجاده ات را در بر مي گيرد و زانوانت از کثرت عبادت ورم کرده و قادر به ايستادن نيست، در پيشگاه يگانه ات دست بر دعا مي گشايي و ديگران را دعا مي کني و حوايج آنان را از خداوند مي طلبي و در جواب فرزند ارجمندت امام حسن مجتبي (ع) که مي پرسد: مادر چرا ابتدا همسايگان را دعا مي کني؟ مي فرمايي:
«يا بني الجار ثم الدار» پسرم! اول همسايگان و سپس خودمان».
 
بهترين همسر:
حضرت زهرا (س)، نه تنها دختري مهربان و غم خوار پدر، که همسري شايسته و بهترين شريک زندگي براي علي (ع) نيز بود و از هيچ مهر و محبت و ايثاري در مورد همسر خود دريغ نمي ورزيد. هرگز از او تقاضا و درخواستي نمي کرد و آن گاه که شويش به او مي فرمود: فاطمه جان! چرا از من چيزي نمي خواهي تا برايت مهيا سازم، در جوابش مي فرمود: «علي جان! من از پروردگار خود حيا مي کنم که چيزي را که تو بر فراهم آوردن آن توان نداري، از تو در خواست کنم.»
 
ازدواج آسماني:
جگر گوشه رسول خدا، همانند نهالي نو رسته در حال رشد و نمو، و در آستانه ازدواج بود. او هم چون پدر و مادر بزرگوارش، به ارزش هاي انساني و سجاياي اخلاقي آراسته بود. بسياري از مهاجر و انصار خواهان او بودند و آرزوي خويشاوندي با رسول خدا را داشتند، ولي پيامبر به همه آنان جواب منفي مي داد و مي فرمود: «کار ازدواج فاطمه با پروردگارش است، نه پدرش. من در اين مورد در انتظار فرمان خدا هستم.» بعدها پيامبر درباره ازدواج فاطمه فرمود: «فرشته اي از بارگاه خدا بر من فرود آمد که: هان اي محمد! خداي فرزانه بر تو درود مي فرستد و مي گويد: من در آسمان ها دختر ارجمندت فاطمه را به همسري اميرمومنان علي (ع) در آوردم. تو نيز در زمين او را به ازدواج علي در آور».
 
بهترين مادر:
سرور بانوان جهان، حضرت فاطمه زهرا (س) که آراسته به امتيازات معنوي و سجاياي اخلاقي است، دختري غم خوار براي پدر، همسري وفادار و فداکار براي شوهر، و مادري نمونه و موفق براي فرزندانش بود. او که خود در دامان وحي تربيت شده و مربي اي چون رسول خدا داشت، به همان شيوه و روش فرزندانش را تربيت کرد و از نسل او، يازده ستاره تابناک در آسمان عصمت و طهارت درخشيدند که هر کدام از آنان، پرچمدار اسلام و قرآن بودند و نيکوست آن حضرت را ام الائمه يعني مادر پيشوايان بخوانند.
 
احياگر شخصيت:
اسوه زنان عالم در زماني پا به عرصه گيتي نهاد که مردم حجاز، هيچ گونه ارزش و شخصيتي براي زن قائل نبودند. او خورشيدي بود که در شب يلداي ظلمت و بي عدالتي، روح حيات را در کالبد زنان زمان خود دميد. او انسانيت، شرافت و عزت را براي مردمان به ارمغان آورد. در آن هنگام که داشتن دختر مايه ننگ و خفت و خواري بود، پدر بر دستان او بوسه مي زد و از داشتن چنين دختري، بر خود مي باليد.
 
عشق پدري:
فاطمه (ع) ميوه باغ رسالت، نور چشم پيامبر و عزيزترين و محبوب ترين فرد نزد پدر بود. فاطمه، ميوه دل و روح و روان مصطفي بود و بارها نبي اسلام فرمود: «هر که فاطمه را دوست بدارد، مرا دوست داشته است. محبت به او، محبت به من و خشم او، خشم من است. هر کس او را بيازارد، مرا آزرده است.» آخرين کسي که پدر با او خداحافظي مي کرد و اولين کسي که در هنگام بازگشت از سفر به سراغ او مي رفت. فاطمه بود. پدر به او افتخار و مباهات مي کرد و بارها بر دستان او بوسه مي زد و در حق او مي فرمود: «سراسر وجود فاطمه، ايمان و قلب او، سرشار از يقين است.»
 
آينه تمام نماي پدر:
عايشه، يکي از همسران رسول گرامي(ص) مي گويد: «هيچ کس را نديدم که در کلام و راه و روش، شبيه تر از فاطمه به رسول خدا باشد.»
بوي بهشت: عشق و علاقه پدر به فرزند خود به حدي بود که هرگاه او را مي ديد، مي فرمود: « من بوي بهشت را از وجود فاطمه استشمام مي کنم.»
 
مادر در نگاه فرزند:
امام مهدي (عج) در نامه اي به يکي از يارانشان نوشته اند: «دختر پيامبر خدا، فاطمه زهرا (س) براي من سرمشق و الگوي نيکويي است.» او که خود از خاندان وحي و يادگار آخرين پيامبر است، مادرش زهرا (س) را الگوي خويش قرار مي دهد. چه نيکوست ما نيز به پيروي از اين مهمان دل هاي منتظر، مقتدا و سرمشق خود را فاطمه (س) قرار دهيم که نيکوترين پيشوا است.
 
ساده زيستي و قناعت:
ساده زيستي، زهد و قناعت از ويژگي هاي اصلي زندگاني حضرت زهرا (س) بود. او هم در خانه پدر و هم در خانه همسر، اين روش را دنبال مي کرد و آن را پيشه خود قرار داده بود. روح لطيف و بي آلايش او، از دلبستگي به دنيا و تجملات آن دو روش مي ساخت. فاطمه (س) در تمام عمر، زندگي ساده، با صفا و پر از معنويت را بر گزيد.
 
معلم نمونه:
حضرت فاطمه زهرا (س) بانوي دو سرا را « عالمه» مي نامند؛ چرا که او شاگرداني را تربيت کرده که الگوي دين اسلام و خاندان اهل بيت بوده اند. از جمله اين افراد مي توان از «فضه» خادم حضرت (ع) نام برد. او که درس آموخته سراي فاطمه (س) بود. فراوان از مکتب او آموخت. فضه، اين شاگرد نمونه، حدود بيست سال جز با کلام خدا (قرآن) سخن نگفت.
 
شخصيت حضرت زهرا (س) در کلام رهبر معظم:
مقام معظم رهبري در شأن والاي حضرت زهرا (ع) فرموده اند: «شخصيت زهراي اطهر (س) در ابعاد سياسي، اجتماعي و جهادي، شخصيت ممتاز و برجسته اي است، به طوري که همه زنان مبارز و انقلابي و برجسته سياسي عالم، مي توانند از زندگي کوتاه و پر مغز او درس بگيرند.»
 
فدک، ميراث نبوي:
يکي از ويژگي هاي حضرت زهرا (س)، علم بي کران و فصاحت و بلاغت در سخنوري است. ايشان در خطبه زيبايي که از آن به «خطبه فدکيه» ياد مي کنند، درياي بي کراني از نکات سودمند اخلاقي و معارف بلند اسلامي را مطرح مي سازند. فاطمه (س) در بخشي از اين خطبه چنين مي فرمايد: «خداي تعالي، ايمان را وسيله تطهير شما از شرک، نماز را براي جلوگيري از تکبر، روزه را براي به ثبوت رساندن مراتب اخلاص و حج را وسيله اي براي استوار ساختن بنيان دين، عدالت را سببي براي نزديکي دل ها، جهاد را براي عزت و سر بلندي اسلام، صبر و بردباري را مايه استحقاق پاداش، امر به معروف را براي مصلحت حال عموم، نيکي به پدر و مادر را مسيري براي جلوگيري از خشم الهي و صله رحم را وسيله تأخير افتادن مرگ و طول عمر قرار داد».
 
پاي درس فاطمه (س):
«من دنياي دنيا پرستان را دوست ندارم.»
«از دنياي شما سه چيز محبوب من است: تلاوت قرآن، نگاه به چهره رسول خدا و انفاق در راه خدا».
«بهترين شما کسي است که در برخورد با مردم نرم خو و مهربان تر باشد و ارزشمندترين مردم کساني هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.»
«لذتي که از خدمت حضرت حق مي برم، مرا از هر درخواستي باز داشته است. حاجتي جز اين ندارم که پيوسته ناظر جمال زيبا و والاي خداوند باشم.»
«جهاد در راه خدا، مايه عزت و جاودانگي اسلام است.»
«در خدمت مادر باش، زيرا بهشت زير پاي مادران است.»

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 12:6  توسط محمد  | 

باغبان هستي:

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد

 

 
 باغبان هستي:
مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.
گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.
 
خشم لبريز از مهرباني:
مهرباني و لطافت مادر را بارها ياد کرده ايم و ستوده ايم، ولي من، لحظه هاي ناب خشم و قهر او را نيز مي ستايم؛ لحظاتي که پايم در راه مي لغزيد و سوي بيراهه مي رفتم؛ لحظاتي که دست به خطا مي بردم و از سر جهل راه عصيان پيش مي گرفتم. نه به کلام او دل مي سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش وقعي مي نهادم. سر در جيب جهالت فرو کرده، راه خود مي رفتم و او چون کوهي سترگ، راه بر من مي بست. چون رودي خروشان مي خروشيد، آن گونه که خود را خردتر از آن مي ديدم که نافرماني کنم و چه زود پرده جهالتم دريده مي شد و چشم دلم گشوده، و مي ديدم که با آن خشم لبريز از مهرباني اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش مي نشستم.
 
قدرت مندي و جديت:
به همان اندازه که مهرباني و لطافت مادر قابل ستايش است، قدرت مندي و استواري او در راه تربيت صحيح کودک نيز قابل تحسين، و شايسته ستايش است. مادر فهميده و دانا، با جديت از مشاجره با کودک و يا کوتاه آمدن در مورد خواست هاي نا به جاي او دوري مي کند و با قدرت مندي، راه او را بر خطا مي بندد و اين، بهترين راه براي حفظ سلامت جسمي و روحي کودکي است که نه خوب و بد را مي شناسد و نه مي تواند بفهمد و بشناسد.
 
گام به گام رو به سعادت:
مادر مسلمان، در کنار همه محبت هاي مادرانه و عاطفه بي پاياني که خداوند به او بخشيده، چون راهنمايي است که کودک را از همان ابتدا با اصول اسلامي آشنا مي کند. او با نقل داستان هاي واقعي يا تخيلي، تذکر گام به گام و بيان کودکانه از واقعيت ها و بايدها و نبايدها، کودک را با رفتاري مطلوب و اسلامي پرورش مي دهد، آن گونه که اين رفتارها از همان آغاز کودکي در وجود کودک برجسته مي شود. چنين مادراني که راه سعادت را بر روي فرزندان خود مي گشايند، شايسته تحسين و پاداش الهي هستند.
 
عظمت مقام مادر:
در قانون خلقت، هرچه مقام آفريده اي بالاتر است، وظايف او هم سنگين تر مي شود. در اين ميان، زن که به عنوان انسان، جانشين خدا در زمين و به عنوان مادر، پرورش دهنده افراد جامعه بشري است، از مقام بلند و والايي برخودار است. آيت الله جوادي آملي، در مورد عظمت مقام مادر و وظايف او چنين مي نويسد: يک سلسله مسئوليت هاي پرورشي به عهده مادر است که مرد از آن محروم است. زن حداقل سي ماه يک سري مسئوليت هايي دارد که مرد ندارد. در اين سي ماه که کودک مستقيماٌ از مادر تغذيه مي کند، مادر مسئول حفظ دو نفر است؛ يکي براي خود و ديگري براي کودک. آيا اين عظمت زن نيست؟ اين مسئوليتي نيست که ذات اقدس الهي به زن داده است که به زن فرمود: مسئوليت در حفظ انديشه ها، افکار و عقايد بيش از مرد است. تو مسئول دو نفري. از اين رو مواظب افکار و انديشه هايت باش؛ زيرا که بسياري از مسائل، از راه انديشه به فرزند مي رسد.
 
تعالي انديشه در مادر:
حساسيت مقام زن و دشواري وظايف او، و سنگيني اموري که در خلقت بر عهده او نهاده شده، بسيار دشوار و در عين حال ظريف و دقيق است. توجه مادران به اين وظايف حساس، باعث سلامت جامعه بشري است. استاد جواد آملي در اين باره چنين مي نويسد: اگر مادري بداند که انديشه هاي او در کودک اثر مي گذارد، انديشه ها و بينش هاي خود را تعالي بيشتري مي بخشد، وظيفه مادري تنها اين نيست که با وضو بچه را شير بدهد و (يا هنگام شير دادن) بسم الله بگويد که اينها امور ظاهري و عبادت هاي ظاهري است؛ بلکه دين مي فرمايد: مواظب انديشه هاي خودت نيز باش.
 
تجليل ويژه از مادر:
خداوند در جاي جاي قرآن کريم، به تکريم و احترام پدر و مادر و احسان به آنها سفارش و در مواردي، احسان به والدين را در کنار عبادت حق ذکر مي کند. ولي با همه اين توصيه ها، در جايي که از زحمات آن دو ياد مي کند، تنها از دشواري هايي که مادر تحمل کرده نام مي برد و مي فرمايد: ما انسان را سفارش کرديم که به پدر و مادرش نيکي کند، (خاصه مادر) زيرا مادرش (بار وجود) او را به سختي حمل کرده و به سختي فرو نهاده است. بله آن جا که سخن از سختي ها و زحمات است، خداوند نام مادر را به صورت مخصوص بيان مي دارد تا بلنداي حق او بر فرزند، آشکار گردد.
 
بلنداي مقام مادري:
استاد جوادي آملي درباره توجه و اهتمام زنان به امور خانواده و وظيفه حساس مادران مي فرمايد: مبادا  ارزش هاي مادي و عادي، مقام والاي مادري را به دست نسيان بسپارد و آن را کمتر از سمت هاي ديگر وانمود کند و خانه داري و مديريت داخلي خانواده که رکن اصيل جامعه اسلامي است، کم رنگ گردد.
 
منزلت رفيع مادر:
حساسيت وظايف مادر به قدري والا و دقيق است که توجه يا عدم توجه به آن، تأثير آشکار و عميقي بر آينده کودک و جامعه مي گذارد. در حقيقت، مقام مادري پستي کليدي در جامعه است.
استاد جوادي آملي در مورد مقام مادر مي فرمايد: نه اعضاي خانواده مجازند مقام شامخ مادري را تنزل دهند، نه افراد جامعه مي توانند منزلت رفيع مديريت داخلي خانه را سبک تلقي کنند، نه نظام حکومتي و سيستم اداره جامعه حق دارد از بهاي لازم آن غفلت يا تغافل کند، و نه خود زنان مأذونند که از شناخت چنين جايگاه رفيعي جاهل بوده و يا تجاهل نمايند.
 
دعا براي والدين:
خداي متعال در کتاب آسماني اش، قرآن کريم، در چهار مورد احسان و اکرام والدين را بلافاصله بعد از توحيد و عبادت خود ذکر کرده که اين نشان دهنده تأکيد بر وجوب احترام و احسان به والدين و بزرگ داشت مقام آنان است. افزون بر اين، در موارد چندي نيز مؤمنان را به دعا در حق والدين و طلب آمرزش براي آنان توصيه کرده است. ما نيز در اين روز بزرگداشت مقام مادر، دست به  دعا بر مي داريم و از خداي يگانه براي همه مادران مهربان برکت، رحمت و عزت مي طلبيم.
 
گاه نيازمندي:
مادران اسوه هاي فداکاري، جلوه هاي صبوري و آينه هاي بردباري اند که کودک را از آغاز بودنش در آغوش پر مهر خويش گرفته و در پناه حمايت خود مي پرورانند. لحظه اي از فکر کودک خود غافل نمانده و اندکي بي توجهي به او روا نمي دارند. چه زيباست اگر چنين اسوه هاي صبوري و فداکاري را، گاهِ پيري که نيازمند حمايت و هم ياري اند، با مهرباني و رحمت بپذيريم، دست ياري به سويشان بگشاييم، و مقام بلندشان را پاس داريم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 11:52  توسط محمد  | 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 17:36  توسط محمد  | 

اين كارها رو نكنيد:

كسی مهمونی نگيره. خوشتيپ نكنه. با معشوقش حرف نزنه. جشن نگيريد. تور دسته جمعی ( دختر و پسر ) نريد. تو عروسی مردها با مردها برقصند و زنها با زنها، يعنی زن و شوهر حق ندارند با هم برقصند. تو عروسی به مدت دو ساعت يك زوج به هم می رسند و دويست زوج از هم جدا می شند.

اين كارها رو بكنيد:

دورهم جمع بشيد و مراسم عذاداری راه بندازيد. تا می تونيد گريه كنيد. اگه يكی خوشتيپ بود بهش گير بديد. ريشتون رو نزنيد. اگه خانم هستيد اصلا آرايش نكنيد. موی زيربغلتون رو هم نزنيد كه با صورتتون ست بشه. پيرهن كهنه و مشكی بپوشيد. مثل پيرمردهای هفتاد ساله تيپ بزنيد. اگه يه عده جوون مهمونی گرفتند سريع زيرآبشون رو بزنيد. تو دانشگاه اگه ديديد دوتا دانشجو از هم خوششون اومده و می خواند ازدواج كنند بريد سريع زيرآبشون رو بزنيد تا هردوشون اخراج بشند و گند زده بشه به آيندشون. هم وطنهاتون رو به جرم شادی كتك بزنيد.

 

آهای مسلمون نما ها فكر می كنيد اينجوری تو بهشت راتون می دند
اگه می دند كه بسم الله ، ادامه بديد
اما من شنيدم بهشت جای قشنگی هاست

این ماله خودم نیست اما حرف دله من هم هست

با تشکر ار نویسندش

اگه می خواین بقیه نوشته هاش رو ببینید رو این کلیک کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 20:32  توسط محمد  | 

خيلی دلم برای گريه تنگ شده
اما ميان کوير ذهنم سراب مرگ و نيستی مواج است
وکسی نيست که مرا به آغوش کشد.
ميان خاکستر ذهنم جمجمه ام خندان است
ولی شکوفه های عشقم هنوز بيدارند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 20:24  توسط محمد  | 

راز عشق در اين است که
طرف مقابلت را تحسين کني
هر گز با فرض اين که خودش

اين چيزها را
مي داند ،از تحسين غافل نشو
مشکلي پيش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نيت
بگويي : دوستت دارم
گر چه احساسات بشري به قدمت نسل بشر
است
اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند
.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 15:55  توسط محمد  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 15:39  توسط محمد  | 

 
 
منو و تو و خيابون
سه تايي زير بارون
انگار همين ترانه رو مي خونديم
شونه به شونه ي هم
زير بارون نم نم
تا خود شب تو كوچه ها مي مونديم
اسم تو بود رو لب من
قلبا با هم يكي بودن
تنها موندم حالا تو بارون
از تو خوندم توي خيابون
تو بارون

تو شب بي ستاره تنها شدم دوباره
چشماي من چشمات و كم مياره
منو ترانه ي تو
دل و بهانه ي تو
بي تو دلم يه دل خوشي نداره
اسم تو بود رو لب من
قلبا با هم يكي بودن
تنها موندم حالا تو بارون
از تو خوندم توي خيابون
تو بارون
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 16:40  توسط محمد  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 13:43  توسط محمد  | 

راز عشق در اين است
که
مانع بروز هيجانات منفي در وجودت شوي
و صبر کني تا خون سردي را دوباره به دست آوري
با اين که احساس جلوه الهام است ، اما شخص
عصباني نمي تواند چيزها را با وضوح درک کند
قلبت را آرام کن .
تنها به اين وسيله است که مي تواني چيزها
را آنگونه که هستند ، در يابي

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 13:33  توسط محمد  | 

راز عشق در اين است که
حقيقت اصلي عشق ، يعني تفکر را از ياد نبري
آيا يک رابطه دراز مدت ،
مهم تر از اختلافات
کوچک و زود گذر نيست ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 19:36  توسط محمد  | 

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 20:55  توسط محمد  | 

محبت يعني: بر گذشته اشک ريختن، عشق را يادآور شدن، دستهاي باد را به گرمي فشردن، و با باران خنديدن، آسمان را به خدا واگذار کردن.

 

محبت يعني: تپش قلب دو عاشق، يعني شمارش نفسهاي معشوق، يعني جان دادن، يعني گرماي دست دو دلداده.

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 20:50  توسط محمد  | 

راز عشق در خوش مشربي است
شوخي با ديگران را فراموش نکن ، در ضمن
مراقب شوخي هايت هم باش
شوخي نا پسند نکن .
شوخي بايد از روي حسن
نيت باشد ،نه نيشدار

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 20:30  توسط محمد  | 

 
ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند! 
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!
عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!
چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!
اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید!
گینه بی صاحاب!!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه  بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!
 کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!
پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!
اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!
انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!
ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند!  عاشق عبارت آ« خسته نباشیدآ» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! او چت می کند! خیابان متر می کند ودر یک کلام عشق و حال می کند! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است!
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 20:20  توسط محمد  | 

فراموش نکن که باغ را بايد هرس کرد 
مبادا
غنچه هاي گل پوشيده از علف هاي هرز عادت شود .
براي اينکه عشق همواره با طراوت بماند
بايد به آن
مثل هنر خلاقانه نگاه کرد

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 19:57  توسط محمد  |